خدا به کار ما احتیاجی ندارد !

   تاریخ انتشار : ۱۰ آذر ۱۳۹۵    دیدگاه : ۰    نویسنده : مدیر سایت   کد نوشته : 177   موضوع : سبک زندگی جهادی, مطالب مفید, مقالات جهادی  

حجت‌الاسلام‌‌و‌المسلمین غلامرضا قاسمیان :

آن چیزی که ورای ساختن مسجد، مدرسه و … مهم است که در جهادی ساخته شود، خود آدم است. آیا در من هم چیزی ساخته می‌شود؟ آیا در من هم اتفاقی می‌افتد؟ آیا وقتی که برمی‌گردم، جور جدیدی خواهم بود؟ فکر نوینی خواهم داشت؟ یک برنامه‌ریزی و مجاهدت خاصی خواهم کرد؟ اصلاً بخشی از تعریف بحث‌های عملگی در اردوی جهادی، خودسازی است. در جایی بودن، خسته‌شدن، عرق‌ریختن، مریض‌شدن، هفته‌ی اول با شوق کار‌کردن و هفته‌ی دوم با بدن خسته و خالی کار‌کردن. این است که اندک مرضی در هفته‌ی دوم تبدیل به تمارض می‌شود. اصلاً این جهاد، جهاد خودسازی است. خدا به کار ما احتیاج ندارد. دنیا دار امتحان است.

«وَلَوْ یَشَاءُ اللهُ لَانتَصَرَ‌ مِنْهُمْ وَلَـکِن لِّیَبْلُوَ بَعْضَکُم بِبَعْضٍ وَالَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللهِ فَلَن یُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ»۵ اگر خدا می‌خواست، خودش می‌توانست انتقام بگیرد؛ به جهاد شما هم احتیاجی نبود، «ولکن لِیَبلُوَ بَعضکُم بَبعضٍ» برای این‌که یک عده بروید، عده‌ای دیگر امتحان شوند. فقط همین. خواستیم امتحان کنیم که اگر بگوییم بدوید! می‌دوید؟

اگر خدا بخواهد در این منطقه آبادانی ایجاد کند، آیا نمی‌تواند؟ دست خدا که بسته نیست؛ می‌تواند. فقط بحث این است که ما را به این‌ها، و این‌ها را به ما امتحان کند. این‌ها در امتحان صبر شرکت کنند و ما در امتحان شکر. یک عده امتحان ثروت می‌دهند و یک عده امتحان فقر. یک عده امتحان صحّت می‌دهند و یک عده امتحان مرض. این‌طور نیست که خدا تحفه‌ای به عنوان جایزه به کسی داده باشد. آن‌چه که داده، وسیله‌ی امتحان است. اصلاً این‌طور نیست که کسی منّتی به گردن مردم محروم داشته باشد. منّتی بر گردن هیچ‌کس جز خودمان نداریم که خدا توفیق داده بیاییم و در این مسافرت شرکت کنیم. دعاهای این محرومین در حق ما رزق‌های «مِن حَیثُ لایَحتَسِب»۶ ماست.

 

سفر به قطعاتی از بهشت
این‌که چند مسجد ساخته شده و چند خانه بهره‌برداری شده، در مقابل آن تحولی که در افراد می‌تواند رخ دهد، هیچ است. از طرفی اگر آن حوزه‌ی وجودی شخص قابلیتش زیاد شود و آن وجود نورانی‌تر شود، آن وجود همان کلمه‌ی طیبه‌ای می‌شود که قرآن فرموده: «کَشَجَرهٍ طیبهٍ اصلُها ثابت و فرعُها فِی السَّماءِ تُؤتی اُکُلَها کلّ حینٍ بإذن رَبّها» یک وجودی مثل حاج‌عبدالله والی.

اولی‌الأرحام کسانی هستند که یک رحم آنها را به هم پیوند داده‌ است. این رحم جهادی است که مهاجرین و انصار را در صدر اسلام به یکدیگر پیوند داد. این‌ها اولی‌الأرحام یکدیگر هستند. فکری هم که مؤمنین جهادی را به هم پیوند می‌دهد، بسیار متفاوت از فکر مؤمنینی است که نماز و روزه‌ی خود را بجا می‌آورند و خمس و زکاتشان را هم می‌دهند، ولی مجاهدت با نفس و مالشان نمی‌کنند. این مجاهدت با نفس و مال همان راهی است که شهدا رفتند. این تفکر جهادی در هر جا یک نوع بروزی دارد. اگر در فناوری و تکنولوژی باشد، محصولش «جهاد علمی» می‌شود. اگر در سازندگی باشد، «جهاد سازندگی» را ثمر می‌دهد. در هر کاری این تفکر باشد، برکات و نتایج شگرفی را نتیجه می‌دهد.

ما بهشت را نقد می‌خواهیم؛ در همین دنیا. می‌شود قطعاتی از بهشت را در همین مسافرت‌های جهادی دید. نشاط هست، گناه نیست. خستگی هست، اما لذت هم هست؛ چیزهایی که جمع این‌ها را با همدیگر نمی‌شود پیدا کرد. شوخی، طراوت، کار برای خدا، گریه، خنده و در عین خنده، با برگزاری یک دعای کمیل، اشک‌ها از چشم‌ها جاری می‌شود. جهادی‌ای که در آن دعای کمیل و زیارت عاشورا نباشد جهادی نیست. شأن آن افت کرده است. در جهادی باید معنویت و خودسازی حاکم باشد و همه دست پر از آن بروند.

برچسب ها : ، ، ، ، ، ، ،

دیدگاه های کاربران